دُچار




دُچار يعنی عاشق

و چه تنهاست ماهی قرمز کوچکی که دچار آبی بيکران درياهاست   
نویسنده : ساقي عاشق ; ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸٢

تولد




در دوازدهم ارديبهشت ماه سال هزارو سيصدو اندی کودکی در بيمارستان مادران تهران چشم به اين جهان گشود.

بله من در ۱۲ ارديبهشت ماه بدنيا اومدم

هميشه اين سوال برام مطرح بوده که وقتی که من بدنيا اومدم چه کسی از اين دنيا رفت و وقتی که من از اين دنيا ميرم چه کسی بدنيا مياد؟؟؟




در ضمن اين روز مصادف با روز معلم ....
به نظر شما من معلم شدم چون روز معلم بدنيا اومدم يا چون روز معلم بدنيا اومدم معلم شدم... به هر حال خوشحالم که معلم هستم ....

اين روز عزيز رو به همه معلمان مهربان و دلسوز تبريک عرض می کنم   
نویسنده : ساقي عاشق ; ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٢

باز باران با ترانه

باز باران با ترانه

با گوهر هاي فراوان

مي چكد بر بام خانه

يادم آيد روز ديرين

گردش يك روز شيرين ....

شايد اين تنها شعري هستش كه وقتي دارم زير بارون قدم ميزنم زير لب زمزمه مي كنم
با اين شعر ميرم به دوران كودكي ....

اين روز ها اينقدر بارون اومده كه با تمام وجودم خيس شدم
و اينقدر خيس شدم كه احساس مي كنم تمام وجودم پاك شده
وقتي كه زير بارون قدم مي زنم احساس مي كنم كه فاصلم با خدا به اندازه يه قطره بارون شده ...

  
نویسنده : ساقي عاشق ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٢